تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

134

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

به چاهى افتاد و در آن غرق شد . مادرش چون اين بشنيد با مال فراوان بر سر آن چاه رفت و در آن نزديكى فرودآمد و گفت كه : « آن مال از آن كسى خواهد بود كه تن او را از چاه بدر آورد » . مردم از چاه گل و لاى بسيار بيرون آوردند چندانكه از آن تپّه‌ها پديد آمد ؛ امّا بر جسد بهرام دست نيافتند « 1 » . گويند چون بهرام از جنگ با تركان بپرداخت و به مملكت خود بازگشت چند روز پى در پى با ايشان سخن گفت و ايشان را به طاعت خود بخواند و گفت انديشهء او چنان است كه بر ايشان آسان گيرد و نيكوئى برساند ؛ امّا اگر ايشان از راه راست برگردند او سخت‌گيرتر از پدرش خواهد بود و همانا پدر او نيز در آغاز به نرمى و داد رفتار مىكرد و چون مردم ، يا برخى از ايشان ، آن را نشناختند و آن‌چنان كه خدمتگزاران و بندگان بايد پادشاهان را سر فرودآورند « 2 » ، نكردند او به درشتى و شكنجه و خونريزى گرائيد . بازگشت بهرام از اين جنگ از راه آذربايگان بود و در آنجا آنچه در افسر خاقان از گوهر و ياقوت بود با شمشير او ، كه نيز آژده به درّ و گوهر بود ، با زيور بسيار به آتشكدهء شيزداد و خاتون « 3 » ،

--> ( 1 ) - جاى تعجّب است كه اين قصّه را ميان جنگ بهرام با تركان و وقايع ديگرى كه پس از آن آمده است گنجانده‌اند . سعيد بن البطريق و فردوسى آن را ذكر نكرده‌اند ؛ امّا يعقوبى و دينورى و مسعودى ( ج 2 ص 190 ) آن را نقل كرده‌اند . به نظر من اين داستان براى توضيح نام اوست : بهرام گورى را دنبال مىكرد و در گورى « قبرى » افتاد . دينورى اطّلاعات بيشترى به دست داده و نام محلّ را « دايمرج - مرغزار مادر » گفته است ( دينورى دايه را به معنى مادر گرفته است ) . به گفتهء او در آنجا شكافهائى است كه به آب مىرسد و قعر آن ناپيداست . دينورى همچنين موقعيّت آن را در مملكت « ماه » قرار مىدهد و در حقيقت داىمرگ - محلى است كه چندان از همدان دور نيست ( رجوع شود به ابن الاثير ج 12 ص 15 ؛ ج 10 ص 198 و 476 كه در آنجا « دادمرج » آمده است ؛ جلد 11 ص 15 ) . امّا اين محلّ نمىتواند « درّه‌گردان » اوجان باشد چنان كه كرپرتر ( در ج 2 ص 19 به بعد ، ترجمهء آلمانى آن ؛ مقايسه شود با تاريخ ايران ملكم ج 1 ص 96 ترجمهء آلمانى ) مىگويد ؛ زيرا اين يكى در فارس است و اگر اين نكته نبود موقعيّت آن ( رجوع شود به فريزر ج 1 ص 177 . ترجمهء آن فصل 1 ) با داستان سازگار مىآمد . مجمل التّواريخ مرگ او را در شيراز مىداند امّا روايات مجمل دربارهء محلّ مرگ پادشاهان چندان مورد اعتماد نيست . ( 2 ) - اينجا اثرى عجيب از عقيدهء يزدگرد ، كه غير از عقيدهء معمولى است ، ديده مىشود . ( 3 ) - در نزد تركان و ديگر اقوام آسياى مركزى « خاتون » ، و اشكال ديگر آن در لهجه‌هاى